جان پِـكهام1
متكلم، رياضيدان، و پزشك انگليسي؛ در ساسكس زاده شد؛ در آكسفورد تحصيل كرد، و به سلك فرانسيسيان درآمد؛ در حدود 1250، به پاريس رفت؛ در حدود 1270، به آكسفورد بازگشت؛ در 1276، رئيس فرانسيسيان انگليس شد؛ در حدود 1278، در رم تدريس ميكرد؛ اسقف اعظم كانتربري از 1279 تا 1292؛ در آن سال، در مورتليك فوت كرد و در كاتدرال كانتربري به خاك سپرده شد.
او چهار رساله دربارهٴ موضوعهاي علمي نوشت: 1) مناظر و مراياي عمومي، در سه باب، كه باب دوم و سوم آن دربارهٴ بازتاب و شكست نور است. اين رساله از شهرتي طولاني برخوردار شد (و تا 1627 تجديد چاپ آن ادامه داشت)؛ 2)
شناخت سيارات؛ 3) رساله دربارهٴ اخترشناسي؛ 4) در باب اعداد (؟).
رسالهٴ مناظر و مراياي او بيشتر از رسالهٴ ابن هيثم اقتباس شده است. از اين رو، ملاحظهٴ اتاق تاريك در اين كتاب نبايد موجب شگفتي گردد، همچنان كه همين مطلب را در آثار معاصر بيكن و ويتلو هم ميبينيم. در آن توصيفي از چشم وجود دارد و در نسخههاي چاپي تصويري ديده ميشود، كه احتمالاً قديميترين تصوير چاپي چشم بوده است.2
رسالهٴ اندر باب اخلاق پزشكي منسوب به پكهام منحول است. آن را به رابرت گروستست هم نسبت دادهاند؛ ولي موٴلف پير ليموژي (وفات: 1306) است3، اخلاق پزشكي صرفاً جنبهٴ اخلاقي دارد، ولي در آن توصيفي از چشم، همراه با شرح كوتاه از بيماريهاي چشم و معالجهٴ آنها ديده ميشود. آن را نخستين رسالهٴ چشمپزشكي چاپي شمردهاند، ولي بيشك اين مطلب نادرست است؛ اولاً از آن نظر كه اين كتاب چشمپزشكي به مفهوم واقعي نيست، ثانياً رسالهٴ چشمپزشكي بُناونتور گراسوس به احتمال زياد قبل از آن چاپ شده است (فرارا 1474)4.